۰۵ تیر ۱۳۸۷

یاس (خواننده رپ فارسی) در همایش ملی آسیب شناسی ایران (در دانشگاه سراسری شیراز)

۰۴ تیر ۱۳۸۷

افشاگری در خصوص تیم ملی فوتبال ایتالیا!

دلایل برد ایتالیا در نیمه نهایی جام جهانی 2006 در برابر آلمان و شکست آنها در نیمه نهایی جام اروپا 2008 در برابر اسپانیا مشخص شد.

عامل برد تیم ایتالیا در نیمه نهایی جام جهانی 2006 تمرینات ویژه این تیم بودند که از 2 سال قبل شروع شده بود:


عامل باخت تیم ایتالیا در نیمه نهایی جام Euro 2008 نیز طرفداران ویژه این تیم بودند:

مشاور انتخاباتی احمدی نژاد مشخص شد!

این ویدئو مربوط به برنامه "ساعت خوش" می باشد که 15 سال پیش از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده بود.
شباهت لحن گفتار، حرکات دست، برخی اصطلاحات، پوشیدن کاپشن بجای کت و نوع وعده ها خیلی جالب هستند.
تنها تفاوت اینه که مهران مدیری بعد از دادن این وعده ها، به تیمارستان برده شد...

آیا خطر دستگیری رئیس صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و مسئولین برنامه چراغ خاموش جدی است؟!

به دنبال افشای رسوایی اخلاقی معاونت دانشجویی دانشگاه زنجان توسط دانشجویان این دانشگاه و انتشار فیلمی از این معاون دانشگاه که قصد تعرض به دختر دانشجویی را داشت، وزیر علوم ایران می گوید: «افشای این کار درست نبوده و افشای گناه از خود گناه مهم تر است.»
به گفته دادستان زنجان، دختر دانشجویی که معاون دانشجویی دانشگاه زنجان قصد تعرض به او را داشته بازداشت شده است. این در حالی است که مسوولین دانشگاه و استان زنجان پیشتر به دانشجویان این دانشگاه قول داده بودند که برای این دختر دانشجو مشکلی پیش نمی آید.
امروز در یوتیوب ویدئویی دیدم که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ضبط شده بود و برنامه دوربین مخفی بود در خصوص افرادی که آگهی استخدام منشی منتشر کرده اند و قصد سوء استفاده جنسی از این افراد را دارند.
یعنی همان اتهامی که دانشجویان دانشگاه زنجان به معاونت دانشجویی این دانشگاه می زنند.
در هر دو مورد اتفاق مشابهی افتاده است. دختری با شخص متهم قرار ملاقات گذاشته و نقش بازی کرده است و از این مورد فیلم برداری شده است. از ظاهراً افشای گناه از خود گناه مهم تر است و در مورد دانشجویان، این امر به دستگیری این دختر انجامیده است، من نگران بازیگران و مسئولان صدا و سیما هستم که آنها هم به جرم افشای گناه زندانی شوند.
آیا کسی از رئیس صدا و سیما و مسئولان برنامه چراغ خاموش و بازیگران مؤنث این برنامه اطلاعی دارد؟

فیلم منتشر شده دانشجویان دانشگاه زنجان:

فیلم منتشر شده از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران:

متن کامل بسته پیشنهادی E3+3 به ایران در خصوص برنامه هسته ای (که در اصل حاوی امتیاز واقعی نیست)

در این بسته پیشنهادی، سعی شده در برابر دادن امتیازاتی به ایران، ایران برنامه غنی سازی اورانیوم خود را به حالت تعلیق درآورد.
امتیازات پیشنهاد شده هم همگی از اهمیت بالایی برخوردار هستند و دقیقاً چیزهایی هستند که ایران برای پیشرفت نیاز دارد.
اما نکته اینجاست که این امتیازات، در اصل، امتیاز نیستند و حق طبیعی ایران هستند.
این امتیازات که در بخش های مختلفی ارائه شده اند عبارتند از:
انرژی هسته ای
- تاکيد دوباره بر حق ايران نسبت به انرژی هسته ای برای مقاصد صرفا" صلح آميز مطابق با تعهدات اين
کشور در چارچوب پيمان منع گسترش سلاح های هسته ای. (این به اصطلاح امتیاز، حق قانونی ایران بر اساس پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای است)
- تامين کمک های مالی و تکنولوژيک لازم جهت استفاده صلح آميز ايران از انرژی هسته ای و حمايت نسبت
به از سرگيری پروژه های همکاری فنی درايران توسط آژانس بين المللی انرژی اتمی. (این به اصطلاح امتیاز، حق قانونی ایران بر اساس پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای است)
- حمايت از ساخت نيروگاه های آب سبک منطبق با آخرين فن آوری روز. (منظور چه نوع حمایتی است؟ آیا این نیروگاه به صورت رایگان برای ایران ساخته خواهد شد؟ در غیر این صورت این به اصطلاح امتیاز هم حق طبیعی ایران است که ساخت نیروگاه آب سبک را به مناقصه بین المللی بگذارد. اگر کشورهایی از همکاری شرکت های خود با ایران جلوگیری می کنند، این امری دیگر است و از نظر حقوقی، غیر قانونی- طبق پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای)
- حمايت از تحقيق و توسعه در انرژی هسته ای به موازات بازيابی تدريجی اعتماد بين المللی. (این به اصطلاح امتیاز، حق قانونی ایران بر اساس پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای است)
- تامين تضمين های الزام آور حقوقی عرضه سوخت هسته ای. (شرایط این تضمین چیست؟ چون حتماً شرایطی وجود دارد. به عنوان مثال اگر یکی از کشورهای دوست آمریکا به ایران حمله کند و جنگی دیگر درگیرد – مانند حمله عراق به ایران – باز هم این تأمین سوخت هسته ای ادامه خواهد داشت؟ مگر عدم فروش قطعات یدکی هواپیماهای مسافری که در حال حاضر صورت می گیرد و یکی از دلایل سقوط های اخیر و جان دادن ایرانیان بسیاری می باشد، چه دلیلی دارد و از کجا معلوم همین بلا بر سر سوخت هسته ای نیاید؟ ایران هم دلایل بسیاری برای عدم اعتماد به اروپا و آمریکا دارد)
- همکاری در جهت مديريت سوخت مصرف شده و پسماند راديواکتيو. (این به اصطلاح امتیاز، حق طبیعی ایران است و می تواند با هر کشور و شرکتی که بخواهد چنین همکاری داشته باشد، مگر این که منظور انجام رایگان این کار باشد که بعید به نظر می رسد)
سياسی
- بهبود روابط شش کشور و اتحاديه ي اروپا با ايران و ايجاد اعتماد متقابل. (مگر این شش کشور و اتحادیه اروپا چه کاری برای جلب اعتماد ایران انجام داده اند که ایران بخواهد به آنها اعتماد کند؟ شاید منظور تحریم بانک ملی ایران است که چند روز بعد از ارائه این بسته صورت گرفت!)
- تشويق تماس و گفتگوی مستقيم با ايران. (چه کسی تشویق به تماس و گفتگوی مستقیم با ایران می شود؟ در حال حاضر تمام کشورها، بجز آمریکا و اسرائیل، تماس و گفتگوی مستقیم با ایران دارند. جریان اسرائیل متفاوت است و خود ایران علاقه ای برای این ارتباط ندارد. در مورد آمریکا هم که رئیس جمهور احتمالی آینده آمریکا اعلام کرده است که پس از انتخاب، مستقیماً با ایران به گفتگو خواهد نشست)
- پشتيبانی از ايران در جهت ايفای نقشی مهم و سازنده در امور بين الملل. (یعنی اعتراف به این موضوع که تاکنون از ایفای نقش مهم و سازنده ایران در امور بین الملل جلوگیری می شده است. این حق طبیعی هر کشور است که در صورت داشتن توان ایفای نقشی مهم در امور بین الملل، این نقش را بازی کند)
- ارتقائ سطح گفتگو و همکاری در حوزه های منع گسترش سلاح های هسته ای و موضوعات مربوط به
امنيت و ثبات منطقه ای. (این می تواند یک پیشنهاد به ایران باشد، نه یک امتیاز)
- کار با ايران و ديگر کشورهای منطقه در جهت ارتقائ ترتيبات اعتماد سازی و امنيت منطقه ای. (این یک امر منطقه ای است که کشورهای منطقه باید درباره آن تصمیم بگیرند، مگر اینکه کشورهای پیشنهاد کننده تاکنون از این امر جلوگیری کرده باشند که در این صورت باید دلایل خود را ارائه دهند که به چه دلیل تاکنون تلاش داشته اند در منطقه کاری برای اعتمادسازی و امنیت صورت نگیرد)
- ايجاد مکانيزم های مناسب مشاوره و همکاری. (هر کشوری مشاوران و همکاران خود را خودش از میان معتمدانش انتخاب می کند)
- حمايت از برگزاری يک کنفرانس در باره مسائل امنيت منطقه ای. (مسئله ای منطقه ای است و ایران و دیگر کشورهای منطقه باید خود بتوانند در این خصوص تصمیم بگیرند. مگر اینکه کشورهای پیشنهاد کننده تاکنون از این امر جلوگیری کرده باشند که در این صورت باید دلایل خود را ارائه دهند که به چه دلیل از برگزاری کنفرانسی در خصوص امنیت منطقه جلوگیری کرده اند)
- تاکيد دوباره بر اينکه حل مسئله هسته ای ايران به تلاش های منع گسترش سلاح های هسته ای و تحقق هدف
خاورميانه عاری از سلاح های کشتار جمعی شامل سامانه های آنها کمک خواهد کرد. (مگر در حال حاضر کدام کشورهای خاور میانه دارای سلاح های کشتار جمعی هستند؟)
- تاکيد دوباره بر تعهد در چارچوب منشور سازمان ملل که در روابط بين المللی خود از تهديد يا استفاده از
زور نسبت به تماميت ارضی يا استقلال سياسی هر کشور يا هر رفتار ديگری که مطابق با منشور سازمان
ملل نباشد اجتناب ورزند. (همانطور که در این به اصطلاح امتیاز هم آمده است، این کشورها همگی در منشور سازمان ملل این تعهد را داده اند. اگر این تعهد کارساز است که نیاز به تأکید دوباره ندارد و اگر این تعهد بی ارزش است، تأکید بر آن هم فایده ای ندارد. آمریکا هم این تعهد را داده است اما حتی برای سرنگونی نظام سیاسی ایران بودجه رسمی نیز تصویب کرده است)
- همکاری در مورد افغانستان شامل همکاری جدی تر در مبارزه با قاچاق مواد مخدر، حمايت از برنامه های
بازگشت آواره های افغان به افغانستان، همکاری در بازسازی افغانستان و همکاری در تامين امنيت مرزهای
ايران و افغانستان. (ایران بیشترین ضرر مادی و انسانی را در مبارزه با قاچاق مواد مخدر از افغانستان به اروپا می بیند و این همکاری یک توقع عادی ایران از اروپا است و نمی تواند امتیاز محسوب شود)
هواپيمايی غير نظامی
- همکاری در هواپيمايی غير نظامی شامل امکان لغو محدوديت های صادراتی سازندگان هواپيما به ايران (تحریم ایران در خصوص قطعات یدکی هواپیماهای غیرنظامی تنها از سوی آمریکا صورت می گیرد که تاکنون جان انسان های بسیاری را نیز در ایران گرفته است و مطمئناً باعث افزایش اعتماد مردم ایران به آمریکا نخواهد شد. این به اصطلاح امتیاز حق طبیعی ایران است که بتواند هواپیماهای مسافربری مطمئن داشته باشد)

با این وجود من فکر می کنم ایران باید با دیگر کشورها به توافق برسد. مشکل اصلی در اینجاست که ایران خواهان گفتگو بدون پیش شرط است و طرف مقابل خواهان گفتگو به شرط تعلیق غنی سازی اورانیوم.
به نظر من ایران می تواند مطرح کند که برای مدت محدودی حاضر به تعلیق غنی سازی جهت آغاز گفتگوها می باشد، با این پیش شرط که مدت تعلیق مشخص گردد. در این صورت و در صورتی که این مدت بیش از حد زیاد نباید، می توان آن را پذیرفت.

متن کامل این بسته پیشنهادی و نامه همراه آن در اینجا موجود است (متن اصلی انگلیسی به همراه ترجمه فارسی):
پيشنهاد به ايران از سوی چين، فرانسه، آلمان، فدراسيون روسيه، بريتانيا، ايالات متحده ی آمريکا و اتحاديِه ی اروپا ارايه شده به مقامات ايرانی در تاريخ 14 ژوئن 2008 ( 25 خرداد 1387 ) در تهران


نامه همراه به آقاي منوچهر متكي، وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران

۳۰ خرداد ۱۳۸۷

قیمت بنزین، فقرای اروپا و ثروتمندان خاور میانه

قیمت جهانی بنزین همچنان در حال بالا رفتن است. اکثر مردم در کشورهای واردکننده نفت و بنزین فکر می کنند این پول ها همگی به جیب شیخ های نفتی (اصطلاحی که بخصوص در کشورهای غربی رایج است) می رود. بعد تصویر تروریست های عربی که در تلویزیون و سینما دیده را کنار آن می گذارد و احتمالاً کلی بد و بیراه به این شیخ های نفتی (که البته کشور ایران هم از دید آنها جزو همین گروه است) می دهد. البته تعدادی هم هستند که به اصطلاح روشنفکرترند و اعتقاد دارند که این پول ها به جیب شرکت ها و کنسرسیوم های نفتی می رود و کمتر به ما فحش می دهند. دمشان گرم!!!
من چون در حال حاضر در آلمان زندگی می کنم، دو کشور ایران (صادرکننده نفت) و آلمان (واردکننده نفت و بنزین) را به عنوان نمونه انتخاب کردم.
ایران یکی از صادرکنندگان نفت خام می باشد و از نظر ذخایر نفتی در رتبه سوم جهان و از نظر ذخایر گازی در رتبه دوم قرار دارد.
نکته جالب اینجاست که درآمد سالانه ایران از صادرات نفت ، گاز و فرآورده های نفتی تقریباً برابر است با درآمد دولت آلمان از مالیات دریافت شده از سوخت فروخته شده در آلمان.
البته قیمت بنزین در آلمان بسیار بالاتر از قیمت بنزین در ایران است و حتی با قیمت بنزین آزاد در ایران هم قابل مقایسه نیست. در حال حاضر قیمت یک لیتر بنزین در آلمان حدود 1.50 یورو (حدود 2000 تومان) می باشد که 0.6545 یورو از آن مربوط به مالیات انرژی می باشد. البته 19% مالیات بر ارزش افزوده را نیز باید به این قیمت (نه تنها قیمت خالص بنزین، بلکه مجموع قیمت خالص و مالیات انرژی) افزود.
به این ترتیب می توان به سادگی محاسبه کرد که قیمت فروش خالص بنزین حدود 0.60 یورو می باشد که هزینه و سود پمپ بنزین ها، شرکت های نفتی و کشورهای استخراج کننده نفت در آن لحاظ شده است. 0.90 یورو باقی مانده هم نسیب دولت (در مثال ما دولت آلمان) می شود.
البته من مخالف این مالیات ها نیستم، اگرچه به نظر من بیش از حد بالا هستند. قیمت بالای بنزین باعث استفاده کمتر و هدفمندتر مردم از خودرو شخصی می شود. صنایع خودروسازی نیز توجیح اقتصادی برای نوآوری در زمینه خودروهای محیط زیستی و با آلودگی کمتر پیدا می کنند و دولت نیز می تواند از این درآمد برای رفاه بیشتر مردم (از جمله وسایل نقلیه عمومی) هزینه کند.
مشکل من فقط با کسانی است که وقتی قیمت جدید بنزین را می بینند، فکر می کنند که آنها روز به روز بدبخت تر و مردم خاورمیانه روز به روز خوشبخت تر و پولدارتر می شوند.

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۷

احمدی نژاد رئیس جمهور خوبی است!

من ایران را خیلی دوست دارم. دوست دارم کشورم از نظر علمی، فرهنگی، اقتصادی، ورزشی و ... جزو بهترین های دنیا باشد و مردمش در رفاه، آسایش، امنیت و آزادی زندگی کنند.
به همین دلیل دوست دارم دولت ایران( یعنی جمهوری اسلامی ایران) هر چه سریعتر مسیر را برای پیشرفت ملت ایران هموار کند.
به همین دلیل هم فکر می کنم روش اداره کشور (چه قبل و چه پس از انقلاب) مناسب نبوده است و نظام نیازمند اصلاحات است.
و باز به این دلیل 2 دوره به خاتمی رأی دادم که نماد اصلاحات در ایران بود.
من در انتخابات پیشین ریاست جمهوری به معین، رقیب احمدی نژاد، رأی دادم. چون با افکار و عقاید آقای احمدی نژاد موافق نبودم. الآن هم پس از تقریباً 3 سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، فکر می کنم روش ایشان در اداره کشور مناسب نیست و حتی زیانبار است.
به این ترتیب آقای احمدی نژاد از نظر شخصی من رئیس جمهور خوبی برای ایران نیست. اما از دید کلی تر و اگر نظر شخصی من در نظر گرفته نشود، فکر می کنم آقای احمدی نژاد رئیس جمهور خوبی باشد. چرا؟!
آقای احمدی نژاد برای رسیدن به هدفش تمام تلاشش را می کند و چیزی برایش مهم نیست؛ حتی اگر کار نشدنی به نظر برسد، تلاشش را می کند. حتی به نظر می رسد کارهایی می کند که زیاد در مورد آنها فکر نشده است، اما تلاشش را می کند و با گفته های این و آن ناامید نمی شود و دست از تلاش بر نمی دارد.
اصلاح طلبان در زمانی که دولت را در دست داشتند، بسیاری از کارهایی را که می خواستند انجام دهند، به دلیل ترس از مقاومت اصول گرایان، انجام ندادند (روشون نمی شد انجام بدن). البته بسیاری از کارهایی هم که انجام دادند، به دلیل مقاومت رهبری، شورای نگهبان و ... به نتیجه نرسیدند. اما حداقل مردم از این تلاش و کار مطلع می شدند و اهداف اصلاح طلبان را به صورت عملی می دیدند. به عنوان مثال هیچ کس در کل دولت خاتمی جرئت انجام کاری جهت اجازه یافتن خانم ها برای ورود به استادیوم فوتبال را نداشتند. اگر هم تلاشی صورت گرفت، به نتیجه نرسید. رئیس جمهور احمدی نژاد اما این کار را کرد، اگرچه او هم (تا این لحظه) به نتیجه نرسیده است، اما حداقل مردم با طرز فکر او آشنا شدند و تلاش وی را دیدند.
یا جریان بنزین *. به اعتقاد من، یکی از مسائلی اقتصادی که حتماً باید کاری برای آن کرد، بحث سوبسید است، بخصوص سوبسید بنزین. به این منظور باید سوبسید آن به مرور برداشته شود. کاری که آقای خاتمی تلاش کرد انجام دهد، البته بسیار آرام، به طوری که سال ها زمان نیاز بود. البته تا زمانی که مجلس هفتم جلوی این فعالیت ایشان را گرفت و تثبیت قیمت ها را تصویب کرد. یعنی این تلاش خاتمی هم که نتایج بسیار کم رنگی داشت، در نهایت متوقف شد و اصلاح طلبان هم تلاش بیشتری در این راستا نکردند. آقای احمدی نژاد هدف مشابهی داشت، اما روشی کاملاً متفاوت. با این وجود کاری که آقای احمدی نژاد در خصوص بنزین انجام داد (اگرچه با روش سهمیه بندی کردن بنزین و عدم فروش بنزین آزاد کاملاً مخالف بودم و هستم) شجاعت بسیار زیادی می خواست که آقای احمدی نژاد داشت و اصلاح طلبان هرگز نداشتند (احتمالاً از ترس محکوم شدن توسط رهبری، شورای نگهبان، قوه قضائیه، صدا و سیما و ... و ایجاد شلوغی و درگیری های خیابانی و ...).
البته آقای احمدی نژاد هم همان محدودیت های آقای خاتمی را دارد، با این تفاوت که عقاید مشتریک وی با دیگر مراکز قدرت نظام (رهبری، شورای نگهبان، قوه قضائیه و مجلس) بیش از اشتراکات اصلاح طلبان با این ارگان ها می باشد. مقاومت در برابر برخی اقدامات احمدی نژاد از سوی مجلس، قوه قضائیه، شورای نگهبان، روحانیون، رهبری و ... کاملاً مشخص است و نمونه آن همین بحث ورود بانوان به استادیوم های فوتبال است.
به این دلیل فکر می کنم احمدی نژاد برای کسانی که به او رأی دادند، که تعدادشان هم کم نیست (اگر آراء وی را به کل جمعیت ایران تعمیم دهیم می شود حدود 36% جمعیت کشور یعنی تقریباً 25 میلیون نفر، که البته بچه 2-3 ساله هم بینشون هست) رئیس جمهور خوبی است. حال باید دید آیا افرادی که به وی رأی دادند، آیا بازهم به وی رأی خواهند داد؟ من فکر نمی کنم!



*)
دولت ایران بنزین را سوبسید می کند. یعنی به دلیل مصرف بیش از حد بالای بنزین در کشور، پالایشگاه های ایران توان تولید بنزین مورد نیاز کشور را ندارند و توسعه پالایشگاه ها نیز به موقع انجام نشده است. بنابراین دولت مجبور به فروش نفت خام و خرید بنزین (با ارزش افزوده به دلیل پالایش) می باشد. بعد این بنزین ها را بین پمپ بنزین ها پخش می کند و به قیمتی پائین تر از قیمت خرید می فروشد. مردم هم به دلیل قیمت بسیار پائین بنزین**، بیش از حد مصرف می کنند. یعنی توجه کافی به مثلاً تنظیم بودن موتور نمی کنند. خودروسازان نیز نیازی برای هزینه کرردن جهت تجهیز خودروها به موتورهای مدرن و کم مصرف نمی بینند، زیرا مردم توجیح اقتصادی برای پرداخت هزینه بیشتر برای خودرویی که تنها مزیتش مصرف کم تر است نمی بینند. صاحبان پمپ بنزین ها هم توجیح اقتصادی برای تعمیر سریع تجهیزات پمپ بنزین نمی بینند. همه جای این جریان ضرر است. برای دولت، برای مردم، برای محیط زیست و ....
حال این سوبسید که برای مردم کم درآمد در نظر گرفته شده است، به جیب چه کسانی می رود؟
خانواده نیازمند این سوبسید یا خودرو ندارد، یا یک خودرو دارد. اما خانواده های که نیازی به این سوبسید ندارند، به تعداد افراد خانواده یا بیشتر، خودرو دارند. یعنی این سوبسید غیر عادلانه تقسیم می شود و کسانی که نیازی به آن ندارند، بیشتر از نیازمندان از آن استفاده می کنند.
**) ممکن است کسی بگوید که قیمت بنزین در ایران پائین نیست و به عنوان دلیل عنوان کند که ایران منبع نفت و در نتیجه بنزین است و باید بنزین را ارزان تر عرضه کند، قیمت بنزین باید در مقایسه با درآمد مردم سنجیده شود و ....
برای اینکه خودتان قضاوت کنید، می توانید قیمت بنزین در کشورهای مختلف را در اینجا ملاحظه نمائید.
به عنوان مثال قیمت بنزین در کشورهای عربستان سعودی، امارات، کویت و روسیه، که مانند ایران دارای ذخایر نفتی هستند، به ترتیب عبارت است از 130 تومان، 320 تومان، 200 تومان، 850 تومان.
قیمت بنزین در کشورهای افغانستان، اتیوپی، موزامبیک و سودان که همگی بر خلاف ایران جزو کشورهای جهان چهارم محسوب می شوند، به ترتیب عبارت است از 600 تومان، 910 تومان،1400 تومان و 1500 تومان.
و در پایان، قیمت بنزین در ترکیه، آلمان، آمریکا و چین به ترتیب عبارت است از 2240 تومان، 2100 تومان، 1250 تومان و 588 تومان.
البته لازم به یادآوری است که در اکثر این کشورها، قیمت بنزین مانند ایران ثابت نمی باشد و در بازار آزاد تعیین می شود و به همین دلیل ممکن است به صورت روزانه تغییر کند.

۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۷

اگر در مورد مسلمانی خود شک دارید، از حسین درخشان بپرسید!؟

من شخصاً از نوشته های آقای حسین درخشان خوشم نمی آید. چون خیلی بی معرفت هستند (نوشته های ایشان، خودشان را نمی دانم؟!). اما باید اعتراف کنم که گاهی اوقات حاوی اطلاعات جالبی می باشند.
ایشان از یک طرف دکتر سروش، اکبر گنجی، محسن سازگارا، علی افشاری، آرش نراقی و فاطمه حقیقت‌جو را به دلیل مسلمان بودن و نماز خواندن و روزه گرفتن و روسری سرکردن در ناف آمریکا، مسلمان آمریکایی می نامد و ادامه می دهد که "بعید می‌دانم جرات داشته باشند که یک روز به صراحت بگویند مسلمان نیستند و خدا را هم قبول ندارند. " (در این مطلب).
جالب اینجاست که در مطلب دیگری آورده است "پس چرا نشود عاشق خمینی و مدافع جمهوری اسلامی ایران بود و دلبسته و حامی احمدی‌نژاد و خالد مشعل و حسن نصرالله و هوگو چاوز و فیدل کاسترو ، ولی خود را زیر آفتاب داغ تابستان از شراب سفید خنک و ترکیب بهشتی طالبی و ژامبون محروم نکرد. چرا نمی‌شود به بهشت و جهنم بی‌اعتقاد بود، ولی از جان و مال خود برای دفاع از ستم‌دیدگان و مستمندان غزه و کاراکاس و دمشق و بیروت و هاوانا و تهران گذشت." و عکسی از خود با تی شرت „I Love Gaza“ و یک لیوان جین تونیک منتشر کرده است (در این مطلب).
البته باید اعتراف کنم که با نظر دوم ایشان موافقم اما با روش ایشان 100% مخالف. ایشان سروش، گنجی، حقیقت جو و ... را نامسلمانانی می داند که جرعت اعتراف به مسلمان نبودن را ندارند. حال آیا ایشان با علاقه خاص به جین تونیک، شراب سفید و ترکیب بهشتی ژامبون و طالبی و بی اعتقادی به بهشت و جهنم، خود را مسلمان می داند، یا فقط جرعت اعتراف به مسلمان نبودن را ندارد؟
به نظر من در مورد اعتقادات دیگران نمی توان نظر داد. اگر آقای درخشان می گوید که مسلمان است قبول می کنم. حتی اگر رفتار ایشان از نظر من هیچ شباهتی به مسلمانان نداشته باشد (بخصوص تهمت هایی که به دیگران می زند).
فکر می کنم آقای درخشان از اون آدم هایی است که چون جنجال را دوست دارد، همیشه طرف ضعیف تر را می گیرد. تا وقتی در ایران بود، متمایل به اصلاح طلبان بود، به دلیل اینکه ضعیف تر بودند. وقتی از ایران خارج شد و قدرت را در سطح بین المللی در نظر گرفت، طرفدار جمهوری اسلامی ایران شد، چون در سطح بین المللی، ضعیف تر از مجموع کشورهایی است که با آنها مشکل دارد. من خودم هم چنین شخصیتی دارم، اما سعی می کنم حق و حقیقت رو هم در نظر بگیرم. اگر در درگیری ایران و آمریکا، حق را به ایران و در نتیجه رئیس جمهور آن می دهیم، دلیلی ندارد در درگیری دولت ایران با بخشی از مردم، بازهم طرف رئیس جمهور را بگیریم.

۰۶ اردیبهشت ۱۳۸۷

گزارش VOA از کنسرت عرفان، خشایار و افرا در Washington DC


۳۱ فروردین ۱۳۸۷

بیوگرافی آرش در سایت وارنر موزیک آلمان

بیوگرافی آرش در سایت وارنر موزیک آلمان (Warner Music Germany):
http://www.warnermusic.de/arash/bio/

آرش با آهنگ "برو برو" به عنوان خواننده تراز اول سوئدی با شعله های شرقی مطرح شد. این آهنگ پس از قرار گرفتن در رتبه اول رده بندی تک آهنگ های سوئد در 2 سال پیش، در رده بندی رادیو، کلاب و زنگ موبایل آلمان نیز زلزله ای به راه انداخت و این رویای موسیقی هزار و یک شب در رده بندی فروش بمستقیماً به رتبه 11 پرتاب شد. آهنگ فوق العاده بعدی (Temptation) نیز کمتر موفقیت آمیز نبود و موفق شد وارد تمام فهرست های رده بندی کشورهای اروپای شرقی شود. حال تنها ستاره پاپ سوئد، که موفق به برقراری رابطه بین موسیقی غرب و شرق شده است، مجموعه فوق العاده جدید خود را بیرون داده است: آلبوم دوم آرش با نام "دنیا".

... اولین تک آهنگ آلبوم با نام "دنیا" با همکاری فوق العاده شگی (Shaggy) بسیار جالب توجه است....

"دنیا" با 14 تراک، دنباله رو آلبوم اول می باشد که آرش را در بسیاری از کشورهای اروپایی مطرح نمود. این مرد فعال خود را وارد فهرست رده بندی کشورهای سوئد، اتریش، آلمان، لهستان، صربستان، مجارستان، روسیه، گرجستان، تاجیکستان، اسرائیل، یونان و بلغارستان و نیز اوکراین، ترکیه و همچنین جمهوری چک نمود، در اکثر این کشورها حتی به رتبه اول نیز رسید. وی در پنج کشور موفق به دریافت صفحه طلایی گردید و در بیش از 35 کشور در جایگاه بسیار مناسبی در فهرست آهنگ های پخش شده از رادیو قرار گرفت. وی در سال 2005 در کن به عنوان موفق ترین چهره جدید (Newcomer) سوئد در بازار بین المللی موسیقی معرفی شد و آهنگ "برو برو" باعث تکمیل هرچه بیشتر فیلم موفق بالیوودی (هندی) استاد بلوف (Bluffmaster) گردید که آرش نیز اولین نقش سینمایی خود را در آن ایفا کرد. سپس مجله ورزشی „Sport Illustrated“ آهنگ جام جهانی 2006 آرش (ایران ایران) که برای تیم ملی کشورش خوانده بود را به عنوان یکی از 3 موسیقی برتر جام جهانی انتخاب کرد. در همین سال، آرش 2 جایزه Grammy در روسیه دریافت نمود و به عنوان موفق ترین هنرمند خارجی در کل روسیه مطرح گردید.

خورشید آرش بسیار روشن می تابد و "دنیا"، شمع موفقیت وی را به مشعلی نورانی تبدیل خواهد کرد!

۲۹ فروردین ۱۳۸۷

Arash feat. Lumidee & EVE

آهنگ جدید آرش با همراهی Lumidee و EVE بنام "حال می کنم" و نام انگلیسی I like it.

تعریف سیاوش قمیشی از "هیچکس"، خواننده رپ فارسی در ایران

...
سیاوش قمیشی: نمی دونم چرا این سؤال رو که از من کردید، من رو یاد یک رپر انداختید که تو ایرانه احیاناً به اسم "هیچکس". من کاراشو خیلی دوست دارم. خیلی گوش میدم. درست رپ میکنه واقعاً. ...